(کتاب حجاب بخش سوم _ اثر استاد شهيد مطهري)
 فلسفه پوشش در اسلام :

1 - واژه حجاب .
2 - سيماي حقيقي مسأله حجاب .
3 - معاشرت آزاد از جنبه رواني .
4 - بحثي در حس تغزل .
5 - معاشرت آزاد از نظر زندگي خانوادگي .
6 - معاشرت آزاد از نظر زندگي اجتماعي .

فلسفه پوشش در اسلام
فلسفه هائي كه قبلا براي پوشش ذكر كرديم غالبا توجيهاتي بود كه مخالفين  پوشش تراشيده اند و خواسته اند آن را حتي در صورت اسلاميش امري غير منطقي  و نامعقول معرفي كنند . روشن است كه اگر انسان مسأله اي را از اول خرافه  فرض كند ، توجيهي هم كه براي آن ذكر مي كند متناسب با خرافه خواهد بود .
اگر بحث كنندگان ، مسأله را با بيطرفي مورد كاوش قرار مي دادند در مي يافتند كه فلسفه پوشش و حجاب اسلامي هيچيك از سخنان پوچ و بي اساس  آنها نيست .
ما براي پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصي قائل هستيم كه نظر عقلي آن را موجه مي سازد و از نظر تحليل مي توان آنرا مبناي حجاب در اسلام دانست .
--------------------------------------------------------------------------------
واژه حجاب
پيش از اينكه استنباط خود را در اين باره ذكر كنيم لازم است يك نكته  را يادآوري كنيم . آن نكته اينست كه معناي لغوي حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشش زن معروف شده است چيست ؟ كلمه  حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معني پرده است .
اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه  پرده وسيله پوشش است ، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششي  حجاب نيست ، آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع  شدن صورت گيرد . در قرآن كريم در داستان سليمان ، غروب خورشيد را اينطور توصيف مي كند : " « حتي توارت بالحجاب »"  يعني تا آنوقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد . پرده حاجز ميان قلب و شكم را " حجاب " مي نامند .
در دستوري كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نوشته است  مي فرمايد : « فلا تطولن احتجابك عن رعيتك » . يعني در ميان مردم  باش ، كمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان كن ، حاجب و دربان  ترا از مردم جدا نكند ، بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعيفان و بيچارگان بتوانند نيازمنديها و شكايت خود را بن گوش تو برسانند و تو نيز از جريان مور بي اطلاع نماني ...
...ابن خلدون در مقدمه خويش فصلي دارد تحت عنوان " فصل في الحجاب كيف  يقع في الدول و انه يعظم عند الهرم " در اين فصل بيان مي كند كه حكومتها در بدو تشكيل ميان خود و مردم حائل و فاصله اي قرار نمي دهند ولي تدريجا حائل و پرده ميان حاكم و مردم ضخيمتر مي شود تا باعخره عواقب ناگواري به وجود مي آورد .
ابن خلدون كلمه حجاب را به معني پرده و حائل - نه پوشش - به كار برده  است .
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبة جديد است . در قديم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء كلمه " ستر " كه به معني پوشش است به  كار رفته است . فقهاء چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه  متعرض اين مطلب شده اند كلمه " ستر " را به كار برده اند نه كلمه حجاب  را .
بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي شد و ما هميشه همان كلمه " پوشش " را به كار مي برديم . زيرا چنانكه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش به كار برده مي شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن  است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است  زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود .
وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند . زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست . در برخي  از كشورهاي قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزهائي وجود داشته است ولي  در اسلام وجود ندارد .
پوشش زن در اسلام اينست كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمائي نپردازد . آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند و فتواي فقهاء هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذكر خواهيم كرد .
در آيات مربوطه لغت  حجاب به كار نرفته است . آياتي كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره  مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماسهاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون  آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد . آيه اي كه در آن ، كلمه حجاب به  كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام .
مي دانيم كه در قرآن كريم درباره زنان پيغمبر دستورهاي خاصي وارد شده  است . اولين آيه خطاب به زنان پيغمبر با اين جمله آغاز مي شود :
« يا نساء النبي لستن كأحد من النساء »يعني شما با ساير زنان فرق داريد. اسلام عنايت خاصي داشته است كه زنان پيغمبر چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان ، در خانه هاي خود بمانند ، و در اين جهت بيشتر منظورهاي اجتماعي و سياسي در كار بوده است . قرآن كريم صريحا به زنان  پيغمبر مي گويد : « و قرن في بيوتكن »يعني در خانه هاي خود بمانيد . اسلام  مي خواسته است " امهات المؤمنين " كه خواه ناخواه احترام زيادي در ميان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نكنند ، و احيانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسي و اجتماعي واقع نشوند . و چنانكه  مي دانيم يكي از " امهات المؤمنين " ( عايشه ) كه از اين دستور تخلف  كرد ، ماجراهاي سياسي ناگواري براي جهان اسلام به وجود آورد . خود او هميشه اظهار تأسف مي كرد و مي گفت دوست داشتم فرزندان زيادي از پيغمبر مي داشتم و مي مردند اما به چنين ماجرائي دست نمي زدم .
سر اينكه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اينكه بعد از آن حضرت با شخص  ديگري ازدواج كنند به نظر من همين است .
يعني شوهر بعدي از شهرت و احترام زنش سوء استفاده مي كرد و ماجراها مي آفريد . بنابراين اگر درباره زنان پيغمبر دستور اكيدتر و شديدتري وجود داشته باشد بدين جهت است .
به هر حال آيه اي كه در آن آيه كلمه " حجاب " به كار رفته آيه 54 از سوره احزاب است كه مي فرمايد : " « و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من  وراء حجاب »" . يعني اگر از آنها متاع و كالاي مورد نيازي مطالبه  مي كنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد . در اصطلاح تاريخ و حديث اسلامي هر جا نام " آيه حجاب " آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول آيه حجاب  چنان بود و بعد از نزول آيه حجاب چنين شد ، مقصود اين آيه است كه مربوط به زنان پيغمبر است  ، نه آيات سوره نور كه مي فرمايد :
« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم »- الي آخر - « قل للمؤمنات يغضضن من  ابصارهن »
يا آيه سوره احزاب كه مي فرمايد :
« يدنين عليهن من جلابيبهن »- الي آخر .
اما اينكه چطور شد در عصر اخير به جاي اصطلاح رائج فقهاء يعني ستر و پوشش ، كلمه حجاب و پرده و پردگي شايع شده است براي من مجهول است ، و شايد از ناحيه اشتباه كردن حجاب اسلامي به حجابهائي كه در ساير ملل مرسوم  بوده است باشد . ما در اين باره بعدا توضيح بيشتري خواهيم داد .
 --------------------------------------------------------------------------------
سيماي حقيقي مسأله حجاب
حقيقت امر اينست كه در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب - سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان ؟ روح سخن اينست كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد ؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زني در هر محفلي حداكثر تمتعات  را به استثناء زنا ببرد يا نه ؟
اسلام كه به روح مسائل مي نگرد جواب مي دهد : خير ، مردان فقط در محيط خانوادگي و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين  مي توانند از زنان به عنوان همسران قانوني كامجوئي كنند ، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است . و زنان نيز از اينكه مردان  را در خارج از كانون خانوادگي كامياب سازند به هر صورت و به هر شكل  ممنوع مي باشند .
درست است كه صورت ظاهر مسأله اينست كه زن چه بكند ؟ پوشيده بيرون  بيايد يا عريان ؟ يعني آنكس كه مسأله به نام او عنوان مي شود زن است ، و احيانا مسأله با لحن دلسوزانه اي طرح مي شود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است  و آن اينكه آيا مرد بايد در بهره كشي جنسي از زن ، جز از جهت زنا ، آزادي  مطلق داشته باشد يا نه ؟ يعني آنكه در اين مسأله ذي نفع است مرد است نه  زن ، و لااقل مرد از زن در اين مسأله ذي نفع تر است . به قول ويل دورانت  :
" دامنهاي كوتاه براي همه جهانيان بجز خياطان نعمتي است " .
پس روح مسأله ، محدوديت كاميابيها به محيط خانوادگي و همسران مشروع ، يا آزاد بودن كاميابيها و كشيده شدن آنها به محيط اجتماع است . اسلام  طرفدار فرضيه اول است .
از نظر اسلام محدوديت كاميابيهاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع  ، از جنبه رواني به بهداشت رواني اجتماع كمك مي كند ، و از جنبه  خانوادگي سبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت كامل بين  زوجين مي گردد ، و از جنبه اجتماعي موجب حفظ و استيفاء نيروي كار و فعاليت اجتماع مي گردد ، و از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب مي گردد كه  ارزش زن در برابر مرد بالا رود .
فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است . بعضي از آنها جنبه رواني  دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي ، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي ، و بعضي  مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او .
حجاب در اسلام از يك مسأله كلي تر و اساسي تري ريشه مي گيرد و آن اينست  كه اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي ، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به  محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد ، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد . برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت  را با لذتجوئيهاي جنسي به هم مي آميز دل ، اسلام مي خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند .

--------------------------------------------------------------------------------
اكنون به شرح چهار قسمت فوق مي پردازيم :

? - آرامش رواني
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بي بندوبار ، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزون مي بخشد و تقاضاي سكس را به صورت يك عطش روحي  و يك خواست اشباع نشدني در مي آورد . غريزه جنسي ، غريزه اي نيرومند ، عميق و " دريا صفت " است ، هر چه بيشتر اطاعت شود سركش تر مي گردد ، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند ، شعله ورتر مي شود . براي  درك اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت :
1 - تاريخ همانطوري كه از آزمندان ثروت ياد مي كند كه با حرص و آزي  حيرت آور در پي گرد آوردن پول و ثروت بوده اند و هرچه بيشتر جمع  مي كرده اند حريصتر مي شده اند ، همچنين از آزمنداني در زمينه مسائل جنسي ياد مي كند . اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف تملك زيبا و يان در يك  حدي متوقف نشده اند . صاحبان حرمسراها و در واقع همه كساني كه قدرت  استفاده داشته اند چنين بوده اند .
كريستن سن نويسنده كتاب " ايران در زمان ساسانيان " در فصل نهم  كتاب خويش مي نويسد :
" در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زني كه خسرو ( پرويز ) در حرم داشت مي بينيم . اين شهريار هيچگاه از اين ميل سير نمي شد . دوشيزگان و بيوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان مي دادند ، به حرم  خود مي آورد . هر زمان كه ميل تجديد حرم مي كرد ، نامه اي چند به فرمانروايان اطراف مي فرستاد و در آن وصف زن كامل عيار را درج مي كرد . پس عمال او هرجا زني را با وصف نامه مناسب مي ديدند ، به خدمت مي بردند " . 
از اينگونه جريانها در تاريخ قديم بسيار مي توان يافت . در جديد اين  جريانها به شكل حرمسرا نيست ، به شكل ديگر است ، با اين تفاوت كه در جديد لزومي ندارد كسي به اندازه خسرو پرويز و هارون الرشيد امكانات  داشته باشد . در جديد به بركت تجدد فرنگي ، براي مردي كه يك صد هزارم  پرويز و هارون امكانات داشته باشد ميسر است كه به اندازه آنها از جنس  زن بهره كشي كند .
2 - هيچ فكر كرده ايد كه حس " تغزل " در بشر چه حسي است ؟ قسمتي از ادبيات جهان عشق و غزل است . در اين بخش از ادبيات ، مرد ، محبوب و معشوق خود را ستايش مي كند ، به پيشگاه او نياز مي برد ، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مي دهد ، خود را نياز مي برد ، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مي دهد ، خود را نيازمند كوچكترين عنايت او مي داند ، مدعي  مي شود كه محبوب و معشوق " صد ملك جان به نيم نظر مي تواند بخرد ، پس  چرا در اين معامله تقصير مي كند " از فراق او دردمندانه مي نالد .
اين چيست ؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهاي خود چنين نمي كند ؟ آيا تاكنون ديده ايد كه يك آدم پول پرست براي پول ، و يك آدم جاه پرست براي  جاه و مقام غزلسرائي كرده است ؟ ! آيا تاكنون كسي براي نان غزلسرائي  كرده است ؟ چرا هر كسي از شعر و غزل ديگري خوشش مي آيد ؟ چرا همه از ديوان حافظ اينقدر لذت مي برند ؟ آيا جز اين است كه همه كس آنرا با زبان يك غريزه عميق كه سراپاي وجودش را گرفته است منطبق مي بيند ؟ چه  قدر  اشتباه مي كنند كساني كه مي گويند يگانه عامل اساسي فعاليتهاي بشر عامل  اقتصاد است !
بشر براي عشقهاي جنسي خود موسيقي خاصي دارد ، همچنانكه براي معنويات  نيز موسيقي خاص دارد ، در صورتي كه براي حاجتهاي صرفا مادي از قبيل آب  و نان و موسيقي ندارد .
من نمي خواهم ادعا كنم كه تمام عشقها جنسي است و هم هرگز نمي گويم كه  حافظ و سعدي و ساير غزلسرايان صرفا از زبان غريزه جنسي سخن گفته اند . اين  مبحث ، مبحث ديگري است كه جداگانه بايد بحث شود .
ولي قدر مسلم اينست كه بسياري از عشقها و غزلها عشق و غزلهائي است كه  مرد براي زن داشته است . همين قدر كافي است كه بدانيم توجه مرد به زن  از نوع توجه به نان و آب نيست كه با سير شدن شكم اقناع شود ، بلكه يا به صورت حرص و آز و تنوع پرستي در مي آيد و يا به صورت عشق و غزل . ما بعدا در اين باره بحث خواهيم كرد كه در چه شرائطي حالت حرص و آز جنسي  تقويت مي شود و در چه شرائطي شكل عشق و غزل پيدا مي كند و رنگ معنوي به  خود مي گيرد .
به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده است . روايات زيادي درباره خطرناك بودن غريزه اي كه مرد و زن را به يكديگر پيوند مي دهد وارد شده است .
اسلام تدابيري براي تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين  زمينه هم براي زنان و هم براي مردان ، تكليف معين كرده است .
يك وظيفه مشترك كه براي زن و مرد ، هر دو ، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است :
« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم . . . قل للمؤمنات  يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن ».
خلاصه اين دستور اينست كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند ، نبايد چشم چراني كنند ، نبايد نگاههاي مملو از شهوت به يكديگر بدوزند ، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند . يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه گري و دلربائي نپردازند . به هيچ وجه و هيچ صورت و با هيچ شكل و رنگ و بهانه اي كاري نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند .
روح بشر فوق العاده تحريك پذير است . اشتباه است كه گمان كنيم  تحريك پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد . همانطور كه بشر - اعم از مرد و زن - در ناحيه ثروت و مقام از تصاحب  ثروت و از تملك جاه و مقام سير نمي شود و اشباع نمي گردد ، در ناحيه جنسي  نيز چنين است . هيچ مردي از تصاحب زيبا رويان و هيچ زني از متوجه كردن  مردان و تصاحب قلب آنان و باعخره هيچ دلي از هوس سير نمي شود . و از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون  است به نوعي احساس محروميت . دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماريهاي رواني مي گردد . 
چرا در دنياي غرب اينهمه بيماري رواني زياد شده است ؟ علتش آزادي  اخلاقي و جنسي و تحريكات فراوان سكسي است كه به وسيله جرائد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمي و غير رسمي و حتي خيابانها و كوچه ها انجام مي شود .
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين  است كه ميل به خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است . از نظر تصاحب  قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچي ، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچي . ميل زن به خودآرائي از اين نوع حس  شكارچيگري او ناشي مي شود . در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاي  بدن نما و آرايشهاي تحريك كننده به كار برند . اين زن است كه به حكم  طبيعت خاص خود مي خواهد دلبري كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به  خود اسير سازد . لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان  است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است .
اما درباره طغيان پذيري غريزه جنسي و اينكه بر خلاف ادعاي افرادي مانند راسل ، غريزه جنسي با آزاد گذاشتن كامل و خصوصا با فراهم كردن وسائل  تحريك هرگز سير نمي شود و اشباع نمي گردد و همچنين درباره انحراف " چشم  چراني " در مردان و انحراف " تبرج " در زنان ، باز هم بحث خواهيم  كرد .
--------------------------------------------------------------------------------
2 - استحكام پيوند خانوادگي
شك نيست كه هر چيزي كه موجب تحكيم پيوندخانوادگي و سبب صميميت رابطه زوجين گردد ، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود . 
و بالعكس هر چيزي كه  باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي  زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد .
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج مشروع ، پيوند زن و شوهري را محكم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مي شود .
فلسفه پوشش و منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع ، از نظر اجتماع  خانوادگي اينست كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار برود ، در حالي كه در سيستم آزادي كاميابي ، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي رود و در نتيجه كانون  خانوادگي براساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود .
علت اينكه جوانان امروز از ازدواج گريزانند و هر وقت به آنان پيشنهاد مي شود ، جواب مي دهند كه حالا زود است ، ما هنوز بچه ايم ، و يا به عناوين  ديگر از زير بار آن شانه خالي مي كنند همين است . و حال آنكه در قديم يكي  از شيرين ترين آرزوهاي جوانان ازدواج بود . جوانان پيش از آنكه به بركت  دنياي اروپا كالاي زن اينهمه ارزان و فراوان گردد ، " شب زفاف را كم از تخت پادشاهي " نمي دانستند .
ازدواج در قديم پس از يك دوران انتظار و آرزومندي انجام مي گرفت و به  همين دليل زوجين يكديگر را عامل نيكبختي و  سعادت خود مي دانستند ، ولي امروز كامجوئيهاي جنسي در غير كادر ازدواج به  حد اعلي فراهم است و دليلي براي آن اشتياقها وجود ندارد .
معاشرتهاي آزاد و بي بند وبار پسران و دختران ، ازدواج را به صورت يك  وظيفه و تكليف و محدوديت در آورده است كه بايد آن را با توصيه هاي  اخلاقي و يا احيانا - چنانكه برخي از جرائد پيشنهاد مي كنند - با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد .
تفاوت آن جامعه كه روابط جنسي را محدود مي كند به محيط خانوادگي و كادر ازدواج قانوني ، با اجتماعي كه روابط آزاد در آن اجازه داده مي شود اينست  كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت ، و در اجتماع دوم آغاز محروميت و محدوديت است . در سيستم روابط آزاد جنسي ، پيمان ازدواج به  دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آنها را ملزم مي سازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار آنان پايان مي بخشد .
سيستم روابط آزاد اولا موجب مي شود كه پسران تا جائي كه ممكن است از ازدواج و تشكيل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامي كه نيروهاي جواني و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستي مي نهد ، اقدام به ازدواج كنند و در اين  موقع زن را فقط براي فرزند زادن و احيانا براي خدمتكاري و كلفتي بخواهند ، و ثانيا پيوند ازدواجهاي موجود را سست مي كند و سبب مي گردد به جاي  اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يك  از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عكس به چشم رقيب و عامل سلب آزادي و محدوديت ببيند و چنانكه اصطلاح  شده است يكديگر را زندانبان بنامند . 
وقتي پسر يا دختري مي خواهد بگويد ازدواج كرده ام ، مي گويد براي خودم  زندانبان گرفته ام . اين تعبير براي چيست ؟ براي اينكه قبل از ازدواج  آزاد بود هر كجا بخواهد برود ، با هر كس بخواهد بر قصد ، بلاسد ، هيچكس  نبود كه بگويد بالاي چشمت ابرو است . ولي پس از ازدواج اين آزاديها محدود شده است ، اگر يك شب دير به خانه بيايد مورد مؤاخذه همسرش قرار مي گيرد كه كجا بودي ؟ و اگر در محفلي با التهاب با دختري بر قصد ، همسرش به او اعتراض مي كند . واضح است كه روابط خانواده در چنين سيستمي  تا چه اندازه سرد و سست و غير قابل اطمينان است .
بعضي ها مانند برتراند راسل پنداشته اند كه جلوگيري از معاشرتهاي آزاد صرفا به خاطر اطمينان مرد نسبت به نسل است ، براي حل اشكال ، استفاده  از وسائل ضد آبستني را پيشنهاد كرده اند ، در صورتي كه مسأله ، تنها پاكي  نسل نيست . مسأله مهم ديگر ايجاد پاكترين و صميمي ترين عواطف بين زوجين  و برقرار ساختن يگانگي و اتحاد كامل در كانون خانواده است . تأمين اين  هدف وقتي ممكن است كه زوجين از هرگونه استمتاع از غير همسر يا همسران  قانوني چشم بپوشند ، مرد چشم به زن ديگر نداشته باشد و زن نيز در صدد تحريك و جلب توجه كسي جز شوهر خود نباشد ، و اصل ممنوعيت هر نوع  كاميابي جنسي در غير كادر خانواده حتي قبل از ازدواج هم رعايت گردد .
به علاوه ، زني كه تا اينجا پيش رفته است كه به پيروي از  امثال راسل و تقليد از صاحبان مكتب " اخلاق نوين جنسي " با داشتن همسر قانوني ، عشق خود را در جاي ديگر جستجو مي كند و با مرد مورد عشق و علاقه  خود همبستر مي شود ، چه اطميناني هست كه به خاطر همسر قانوني كه چندان  مورد علاقه اش نيست وسائل ضد آبستني به كار برد و از مرد مورد عشق و علاقه  خود آبستن نشود و فرزند را به ريش همسر قانوني نبندد . قطعا چنين زني  مايل است كه فرزندي كه به دنيا مي آورد از مرد مورد علاقه اش باشد نه از مردي كه فقط به حكم قانون همسر او است و الزاما به حكم قانون نبايد از غير او آبستن بشود . همچنان مرد نيز طبعا علاقه مند است كه از زن مورد عشق  و علاقه اش فرزند داشته باشد نه از زني كه با زور قانون به او پيوند كرده اند . دنياي اروپا عملا نشان داده است كه با وجود وسائل ضد آبستني ، آمار فرزندان غير مشروع وحشت آور است .
--------------------------------------------------------------------------------
3 - استواري اجتماع
كشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع ، نيروي كار و فعاليت  اجتماع را ضعيف مي كند . برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده گيري كرده اند و گفته اند : " حجاب موجب فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است " بي حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن نيروي اجتماع است . آنچه موجب فلج كردن نيروي زن و حبس استعدادهاي او است حجاب به  صورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام چنين چيزي وجود ندارد .
اسلام نه مي گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه مي گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد - بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است - و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم مي كند . اسلام  هرگز نمي خواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بار آيد . پوشانيدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچگونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يا اقتصادي نيست . آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده  كردن محيط كار به لذتجوئيهاي شهواني است .
آيا اگر پسر و دختري در محيط جداگانه اي تحصيل كنند و فرضا در يك محيط درس مي خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشي نداشته باشند بهتر درس مي خوانند و فكر مي كنند و به سخن استاد گوش مي كنند يا وقتي كه  كنار هر پسري يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالاي زانو نشسته باشد ؟ آيا اگر مردي در خيابان و بازار و اداره و كارخانه و غيره  با قيافه هاي محرك و مهيج زنان آرايش كرده دائما مواجه باشد بهتر سرگرم  كار و فعاليت مي شود يا در محيطي كه با چنين مناظري روبرو نشود ؟ اگر باور نداريد از كساني كه در اين محيط كار مي كنند بپرسيد . هر مؤسسه يا شركت يا اداره اي كه سخت مايل است كارها به خوبي جريان يابد ، از اين  نوع آميزشها جلوگيري مي كند . اگر باور نداريد تحقيق كنيد .
حقيقت اينست كه اين وضع بي حجابي رسوا كه در ميان ما است و از اروپا و آمريكا هم داريم جلو مي افتيم از مختصات جامعه هاي پليد سرمايه داري غربي  است و يكي از نتائج سوء  پول پرستي ها و شهوترانيهاي سرمايه داران غرب است ، بلكه يكي از طرق و وسائلي است كه آنها براي تخدير و بي حس كردن اجتماعات انساني و در آوردن آنها به صورت مصرف كننده اجباري كالاهاي خودشان به كار مي برند .
" اطلاعات " 47 / 9 / 5 گزارشي از اداره كل نظارت بر مواد خوردني ، آشاميدني ، آرايشي نقل كرده است . درباره لوازم آرايش چنين مي نويسد :
" تنها در ظرف يك سال 210 هزار كيلو مواد و لوازم آرايش از قبيل  ماتيك ، سرخاب ، كرم ، پودر ، سايه چشم براي مصرف خانمها وارد شده  است . از اين مقدار 181 هزار كيلوگرم آن انواع كرم بوده است . در اين  مدت به 1650 قوطي و 2500 دوجين پودر صورت و 4604 عدد روژلب ، 2280 عدد صابون لاغري ، 2280 آمپول آرايشي اجازه ورود داده شده است . البته بايد 3100 عدد سايه چشم و 2400 خط چشم را نيز به آن اضافه كرد " .
آري بايد زن ايراني به بهانه " تجدد " و " تقدم " و " مقتضيات  زمان " هر روز و هر ساعت با وسائلي كه در دنياي سرمايه داري تهيه مي شود خود را در معرض نمايش بگذارد تا بتواند چنين مصرف كننده لايقي براي  كارخانه هاي اروپائي باشد . اگر زن ايراني بخواهد خود را فقط براي همسر قانوني و يا براي حضور در مجالس اختصاصي زنان بيارايد ، نه مصرف كننده  لايقي براي سرمايه داران غربي خواهد بود و نه وظيفه و مأموريت ديگرش را كه عبارت است از انحطاط اخلاق جوانان و ضعف اراده آنان و ايجاد ركود در فعاليت اجتماعي ، به نفع استعمار غرب انجام خواهد داد .
در جامعه هاي غير سرمايه داري با همه احساسات ضد  مذهبي كه در آنجا وجود دارد كمتر شنيده مي شود كه چنين رسوائيها به نام  آزادي زن وجود داشته باشد .
--------------------------------------------------------------------------------
4 - ارزش و احترام زن
قبلا گفتيم كه مرد به طور قطع از نظر جسماني بر زن تفوق دارد . از نظر مغز و فكر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است . زن در اين دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد ، ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق  خود را بر مرد ثابت كرده است . حريم نگه داشتن زن ميان خود و مرد يكي از وسائل مرموزي بوده است كه زن براي حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است .
اسلام زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند . اسلام مخصوصا تأكيد كرده است كه زن هر اندازه متين تر و با وقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش براي مرد نگذارد بر احترامش افزوده مي شود .
بعدا در تفسير آيات سوره احزاب خواهيم ديد كه قرآن كريم پس از آنكه  توصيه مي كند زنان خود را بپوشانند مي فرمايد : " « ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين »" . يعني اين كار براي اينكه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختيار مردان قرار نمي دهند بهتر است ، و در نتيجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبكسر مي گردد .
 
 فلسفه پوشش در اسلام
(کتاب حجاب بخش سوم _ اثر استاد شهيد مطهري)